close
تبلیغات در اینترنت
داستان حضرت آدم

داستان حضرت آدم

داستان حضرت آدم,ع,فرزندان حضرت آدم,حضرت ادم,ادم,حضرت ادم ( ع ),

    داستان حضرت آدم(ع(   نام مبارك  حضرت آدم(ع) كه نخستين پيامبراست بيست وپنج باردرقرآن آمده است. امام صادق(ع) مي فرمايد:دليل ناميدن آدم به اين نام بدان خاطر است كه او از اديم وپوسته وقشر زمين آفريده شده است. خداوند آدم را بدون پدر ومادر آفريد تا دليلي باشد بر قدرت الهي. وي نهصد وسي سال عمر كرد وسرانجام در پي تبي طولاني در روز جمعه يازده محرم وفات يافت. آدم از دوبعد تشكيل شده است جسم وروح.خدا نخست جسم او را ساخت وسپس در روح خويش در او دميد واو را به صورت كامل زنده ساخت. هنگامي…

نقشه سایت

خانه
خوراک

عنوان محصول

توضیحات محصول
قیمت : ---- تومان

عنوان محصول

توضیحات محصول
قیمت : ---- تومان

آمار

    آمار مطالب
    کل مطالب : 227 کل نظرات : 5 آمار کاربران
    افراد آنلاین : 1 تعداد اعضا : 0 آمار بازدید
    بازدید امروز : 38 بازدید دیروز : 19 ورودی امروز گوگل : 4 ورودی گوگل دیروز : 10 آي پي امروز : 10 آي پي ديروز : 15 بازدید هفته : 57 بازدید ماه : 180 بازدید سال : 870 بازدید کلی : 7,696 اطلاعات شما
    آی پی : 54.226.209.201 مرورگر : سیستم عامل : امروز : سه شنبه 22 آبان 1397

    آرشیو

    تبلیغات

    داستان حضرت آدم

     

      داستان حضرت آدم(ع(

     

    نام مبارك  حضرت آدم(ع) كه نخستين پيامبراست بيست وپنج باردرقرآن آمده است. امام صادق(ع) مي فرمايد:دليل ناميدن آدم به اين نام بدان خاطر است كه او از اديم وپوسته وقشر زمين آفريده شده است.

    خداوند آدم را بدون پدر ومادر آفريد تا دليلي باشد بر قدرت الهي. وي نهصد وسي سال عمر كرد وسرانجام در پي تبي طولاني در روز جمعه يازده محرم وفات يافت.

    آدم از دوبعد تشكيل شده است جسم وروح.خدا نخست جسم او را ساخت وسپس در روح خويش در او دميد واو را به صورت كامل زنده ساخت.

    هنگامي كه خداوند اراده كرد تا در زمين خليفه ونماينده اي كه حاكم زمين باشد قرار دهد فرشتگان از اين خبر شگفت زده شدند وعرضه داشتند آيا در زمين انساني را قرار مي دهي كه با گناه ومعصيت در آن فساد كند وبه خونريزي بپردازد در حاليكه ما آنگونه كه در شان توست تو را منزه دانسته وبه شكرانه ات تو را مدح وستايش مي كنيم. آنهاخود را به جانشيني در زمين سزاوار تر مي پنداشتند اما خداوند با اسرار غيبي كه بر  آنان پوشيده بود پاسخ داد خداوند چيزي را مي داند كه آنان از آن آگاهي ندارند.پس از آفرينش آدم (ع) خداوند اسماء را به او آموخت تا در زمين توان يافته واز آن بهره مند گردد. از طرفي خداوند سبحان اراده فرموده بود كه عينا به فرشتگان بنماياند اين آفريده جديد كه به ديده حقارت بدان مي نگريستند داراي دانش و شناختي برتر ازآنان  است سپس از جانب خداوند به فرشتگان دستور رسيد كه چنين سنبل خلقت را مورد تكريم واحترام فوق العاده قرار دهند وبر آدم سجده كنند وهمه سجده كردند به جز ابليس كه سرپيچي كرد وتكبر ورزيد واز كافران محسوب گشت.

    پس از برگزيدگي آدم ومسجود فرشتگان قرار گرفتن به وي وزوجه اش از جانب خداوند دستور رسيد كه در بهشت مسكن گزينند وبه نعمتهاي خدايي متنعم گردند ولي از يك درخت ممنوعه تناول نكنند ونزديك آن نگردندولي شيطان به سراغ آنان آمدوآنهاراوسوسه كردوآنهارابافريبكاري ازمقامشان فرودآوردولباسهاي كرامت واحترام ازاندامشان فروريخت وآدم وحوا سريع به  اشتباه خودپي بردندوتوبه كردندولي خداوندآنهارااز بهشت به زمين فرود آورد وآنها را آگاه ساخت كه بايد در زمين اقامت كنند وآنرا آباد سازند وتا پايان عمرشان از آن بهره مند شوند.

    آدم وحوا وقتي از بهشت دنيا اخراج شدند در سرزمين مكه فرود آمدند .حضرت آدم بر كوه صفا در كنار كعبه هبوط كرد از اينرو آنرا كوه صفا گويند كه آدم صفي ا.. (برگزيده خدا)در آنجا وارد شد وحضرت حوا بر بالاي كوه مروه (يعني زن كه منظور حوا است) فرود آمد ودر آن سكونت گزيد .

    آدم چهل شبانه روز به سجده پرداخت واز فراق بهشت گريه كرد وبه گناه خود اقرار نمود وخداوند مهربان به آنها لطف كرده وكلماتي را به آنها آموخت تا آدم وحوا در دعاي خود آن كلمات را از عمق جان بگويند وتوبه خود را آشكار وتكميل نمايند.

    نامها عبارت بودند از:

    محمد       علي        فاطمه       حسن          حسين

     

    فرزندان حضرت آدم(ع) 

    حضرت آدم وحوا وقتي كه در زمين قرار گرفتند خداوند اراده كرد كه نسل آنها را پديد آورده و در سراسر زمين منتشر گرداندحضرت آدم در نوبت اول صاحب يك فرزند پسر به نام قابيل ويك دختر به نام ليوذا ودر نوبت دوم صاحب يك پسر به نام هابيل ويك دختر به نام اقليما شد.وقتي آنها بزرگ شده وبه سن ازدواج رسيدند خداوند امر كرد كه قابيل با خواهر هابيل وهابيل با خواهر قابيل ازدواج كند وچون ليوذا خواهر قابيل زيباتر بود اين امر باعث حسادت واعتراض قابيل شدو به وجود آمدن كينه هابيل در دل قابيل شد.بعد از اين به فرمان خداوند آدم مامور گشت تا ميراث نبوت وگنجينه دانش الهي خود را نزد فرزند كوچكش هابيل به وديعه نهد.حسادتهاي قابيل از يكسو ووسوسه هاي شيطان از سوي ديگر كينه او را به جوش آورد ونفس سركش بر او چيره گشت به طوريكه آشكارا به هابيل گفت كه تو را خواهم كشت.هابيل كه از صفاي باطن برخوردار بود او را نصيحت كرد اما اين نصايح در روح پليد قابيل اثر نكرد وسرانجام با وسوسه هاي شيطان او را كشت ودر ميان زمين مخفي كرد.

    حضرت آدم به سالهاي آخر عمر خود رسيد واز جانب خداوند فرمان يافت تا رسالت خويش را به فرزندش شيث منتقل سازد واو را به رازداري وتقيه سفارش نمايدچرا كه در غير اينصورت به سرنوشت برادرش قابيل دچار خواهد شد.

    آدم در بستر رحلت قرار گرفت و در حاليكه زبانش به يكتايي خداوند وشكر وسپاس مشغول بود به رحمت حق پيوست .شيث پدرش را غسل داد وكفن كرد وبر او نماز خواندودفن كردو به جاي پدر نشست وآئين پدرش را به مردم آموخت ونيز اين وصايا  را به پسرش شيبان منتقل كرد.


    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی

    ورود کاربران

    نام کاربری :
    رمز عبور :

    » رمز عبور را فراموش کردم ؟

    عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد